خانه · درباره

درباره من

کار من حذف فاصله میان مهندسی و اجراست.

من هر دو طرف میز را دیده‌ام: هم پشت میز نقشه نشسته‌ام، هم وسط کارگاه ایستاده‌ام.

پرتره ایرج هدایت‌پور — مشاور و مدیریت پروژه‌های انرژی
دو دهه در فاصله میان دفتر فنی و کارگاه.

ایرج هدایت‌پور

مشاور و مدیریت پروژه‌های انرژی

Iraj Hedayatpour, PMP — Energy Project Management & Consulting | EPC | AI-Enabled

زیست‌نامه حرفه‌ای

بیست سال در چرخه کامل تحویل پروژه‌های انرژی

مدیر برنامه و پروژه‌ام، با گواهی PMP و بیش از بیست سال تجربه در تحویل پروژه‌های بزرگ EPC در نفت، گاز و زیرساخت. تجربه‌ام تمام چرخه تحویل را می‌پوشاند: مهندسی، تدارکات، ساخت، پیش‌راه‌اندازی و تحویل؛ روی واحدهای فرآورش گاز، واحدهای پالایشگاهی، توسعه میدان نفتی و خطوط انتقال دوردست.

از پایین شروع کردم: اول سرپرستی اجرا در کارگاه، بعد برنامه‌ریزی و کنترل پروژه، بعد مدیریت مهندسی در FEED و MDP، و امروز مدیریت برنامه. همین مسیر است که کارم را متفاوت می‌کند: مهندسی را از داخل خوانده‌ام و کارگاه را از نزدیک دیده‌ام؛ برای همین فاصله میان این دو برایم یک مفهوم نظری نیست.

نقطه قوت اصلی‌ام یکپارچه دیدن برنامه و هزینه است: تدوین WBS و بیس‌لاین، اندازه‌گیری پیشرفت و منحنی S، مدیریت ارزش کسب‌شده با شاخص‌های SPI و CPI، برنامه‌ریزی بازیابی تأخیر، و تحلیل تأخیر و آماده‌سازی ادعا و تمدید مدت. در کنار آن، مدیریت اقلام بلندمدت و سازندگان بین‌المللی، اداره قرارداد در قالب‌های EPC، کلیدگردان و BOO، و رهبری تیم‌های چنددیسیپلینی با اولویت HSE.

در مهندسی، تمرکزم روی رابط‌هاست؛ همان جایی که پروژه‌ها معمولاً تأخیر می‌گیرند. هماهنگی میان فرآیند، سازه، مکانیک، پایپینگ و برق و ابزار دقیق، حل تعارض‌های طراحی پیش از رسیدن به IFC، و کنترل مدارک فنی از دیتاشیت و محاسبات تا P&ID و لیست خطوط.

کار دومم به‌کارگیری عملی هوش مصنوعی در مدیریت طرح است. این کار جای تجربه میدانی را نمی‌گیرد؛ سرعتِ دیدن را بالا می‌برد. دامنه، روش و مرزهایش را در صفحه هوش مصنوعی نوشته‌ام.

زبان مادری‌ام آذربایجانی و فارسی است و انگلیسی را در سطح کاری حرفه‌ای کار می‌کنم. برای همکاری در منطقه دریای خزر و مأموریت‌های چرخشی هم آماده‌ام.

تحصیلات
MBA مدیریت پروژه‌های ساخت · کارشناسی مهندسی عمران
گواهی‌ها
PMP از Project Management Institute (PMI) · ISO 21500 · ارزیاب رسمی PEB · چهار گواهی هوش مصنوعی
ابزار برنامه‌ریزی
Primavera P6 · MS Project · مدیریت ارزش کسب‌شده
دامنه صنعتی
فرآورش گاز، واحد پالایشگاهی، توسعه میدان، خط انتقال
زبان
آذربایجانی (مادری) · فارسی (مادری) · انگلیسی (کاری حرفه‌ای)

نقش‌ها و دامنه مسئولیت

مسیر حرفه‌ای

اسم کارفرما و پیمانکار را نمی‌آورم؛ به‌جایش نقشم، نوع پروژه، مرحله و کاری را که واقعاً دستم بود می‌گویم.

دی ۱۴۰۱ تا امروز

مدیر پروژه مهندسی

ارزیابی فنی اتصال گاز پارس شمالی به شبکه پارس جنوبی و یکپارچه‌سازی آن با سیستم خوراک پالایشگاه دوم

  • هدایت مطالعات مهندسی برای سنجش پیامدهای فنی ورود خوراک گاز پارس شمالی به شبکه پارس جنوبی، با معیار پایداری سامانه و سازگاری فشار.
  • مدیریت رابط مهندسی میان منبع تأمین و زیرساخت مقصد: تنظیم فشار، دینامیک جریان، و سازگاری کیفیت گاز.
  • راهبری ارزیابی فنی سامانه دریافت گاز پالایشگاه دوم، تا پارامترهای طراحی و بهره‌برداری با نیاز خوراک و محدودیت‌های فرآیندی بخواند.
  • هدایت تیم‌های چنددیسیپلینی — فرآیند، Flow Assurance، پایپینگ و ابزار دقیق — برای مدل‌سازی و شبیه‌سازی اثر منبع جدید بر عملیات تأسیسات موجود.
  • ارزیابی ریسک فنی روی گلوگاه‌های ظرفیت، ضربه فشار و ناسازگاری ترکیب شیمیایی در فرآیند اختلاط و گذار.
  • ایفای نقش مرجع فنی برای هم‌راستا کردن الزامات سه طرف و تثبیت امکان‌سنجی فنی اتصال.

هم‌زمان — پارس جنوبی، فاز ۱۹

مدیر پروژه

پایلوت ایستگاه تقویت فشار، در برنامه پالایشگاه گاز فاز ۱۹

  • راهبری و یکپارچه‌سازی FEED و مهندسی پایه ایستگاه، در انطباق کامل با برنامه مادر فاز ۱۹.
  • مدیریت رابط‌های فنی میان فرآیند، مکانیک، پایپینگ، ابزار دقیق و برق برای رفع تعارض طراحی و یکپارچگی سامانه.
  • کنترل چرخه مهندسی: پایش نقاط عطف، کنترل مدارک فنی — P&ID، دیتاشیت و محاسبات — و بهینه‌سازی منابع در برابر زمان‌بندی.
  • شناسایی و کاهش ریسک‌های مهندسی در مرحله طراحی، پیش از آنکه به تغییرات پرهزینه در گذار به EPC تبدیل شوند.
  • نمایندگی فنی در برابر کارفرما، مشاور و پیمانکاران، و اخذ تأییدیه رسمی بسته‌های مهندسی.

اردیبهشت ۱۴۰۰ – دی ۱۴۰۱

مدیر پروژه

پروژه EPC توسعه میادین گازی هما، وراوی و تابناک

  • نظارت مستقیم بر پیشرفت فیزیکی اجرا در برابر برنامه زمان‌بندی، و مدیریت چند پیمانکار فرعی برای پیشگیری از تداخل کاری.
  • کنترل انطباق اجرا با نقشه‌های IFC و استانداردهای صنعت نفت و گاز.
  • مدیریت لجستیک و انبار سایت، شامل حفظ سلامت تجهیزات حساس در شرایط جوی سخت.
  • رهبری HSE در محیط عملیاتی زنده، با انضباط مجوز کار.
  • کنترل هزینه، بررسی و تأیید صورت‌وضعیت پیمانکاران فرعی، و گزارش‌دهی روزانه، هفتگی و ماهانه به کارفرما.

۱۳۹۹ – ۱۴۰۰

مدیر پروژه

پروژه صنعتی در شهرستان لامرد، استان فارس

  • مدیریت اجرا، تدارکات و کنترل پیشرفت در یک محیط پروژه‌ای دورافتاده.

پیش از آن

مدیر برنامه · مدیر برنامه‌ریزی و کنترل · مدیر اجرا

توسعه میادین و خطوط انتقال

  • پارس جنوبی، فازهای ۶، ۷ و ۸ — فرآورش و صادرات گاز خشکی در یک محیط EPC چندپیمانکاری؛ هماهنگی مدارک مهندسی، آزادسازی تدارکات و جبهه‌های اجرایی در برابر یک بیس‌لاین یکپارچه.
  • پارس جنوبی، فازهای ۹ و ۱۰ — کنترل برنامه و اجرای ترین‌های تصفیه گاز و یوتیلیتی، شامل سامانه اندازه‌گیری پیشرفت، گزارش منحنی S و برنامه‌ریزی اقدام اصلاحی برای جبهه‌های عقب‌مانده.
  • پارس شمالی — توسعه میدان و تأسیسات سطح‌الارضی؛ تعریف دامنه، هماهنگی پیمانکاران و کنترل پیشرفت از مهندسی تا ساخت.
  • میدان نفتی آذر — تأسیسات تولید و فرآورش؛ پیگیری تدارکات، مدیریت پیمانکاران فرعی و کنترل اجرای سایت.
  • خط انتقال نفت خام گوره – جاسک — شامل ایستگاه‌های پمپاژ و کارهای پایانه؛ توالی حریم، کنترل بهره‌وری اسپردها و گزارش پیشرفت چندجبهه‌ای در یک کریدور طولانی.
  • خط لوله ۵۶ اینچ ایرانشهر – چابهار — انتقال گاز پرفشار برون‌شهری؛ مدیریت برنامه، فراخوان مصالح و هماهنگی اسپرد اجرایی در زمین صعب.

چه می‌خواهم بسازم

ماموریت و چشم‌انداز

ماموریت

کاری می‌کنم مشکل پروژه را وقتی ببینید که هنوز جای جبران دارد — نه وقتی که فقط جای توضیح دادن مانده است.

چشم‌انداز

می‌خواهم دو دهه تجربه میدانی EPC و ابزارهای هوش مصنوعی را به روشی تبدیل کنم که هر تیمی بتواند تکرارش کند: ریسک را زودتر ببیند و اهداف استراتژیک سازمان را واقعاً به طرح و پروژه برساند. نه به‌عنوان یک ادعا؛ به‌عنوان رویه‌ای مکتوب که بشود سنجیدش.

ارزش‌ها

چهار چیزی که رویش پافشاری می‌کنم

ایمنی بدون مصالحه

ایمنی هزینه پروژه نیست؛ ارزان‌ترین بیمه برنامه زمان‌بندی است. رکورد Zero LTI نتیجه انضباط است، نه شانس.

صداقت فنی

خبر بد را زود می‌گویم، و همیشه همراه راه‌حل. هیچ گزارشی از من وضعیت را بهتر از واقعیت نشان نمی‌دهد.

تصمیم به‌موقع

تصمیم دیرهنگام گران‌تر از تصمیم اشتباه است. مدیریت مسیر بحرانی یعنی تصمیم گرفتن پیش از آنکه گزینه‌ها تمام شوند.

اعتبار به تیم، مسئولیت به مدیر

موفقیت مال تیم است و خطا گردن مدیر برنامه. در درازمدت فقط همین ترتیب اعتماد می‌سازد.

چه چیزی این کار را متفاوت می‌کند

چرا من

من هر دو طرف میز را دیده‌ام: هم پشت میز نقشه نشسته‌ام، هم وسط کارگاه ایستاده‌ام.

بیشتر گرفتاری‌های پروژه از همین‌جا شروع می‌شود. دفتر فنی نقشه‌ای می‌دهد که در کارگاه به این سادگی اجرا نمی‌شود، و کارگاه تصمیمی می‌گیرد که کسی در طراحی ندیده بود. من سال‌ها میان این دو رفت‌وآمد کرده‌ام و یاد گرفته‌ام حرف هرکدام را چطور به آن یکی ترجمه کنم — پیش از آنکه به دعوا برسد.

Elevator Pitch

کار من حذف فاصله میان مهندسی و اجراست.

حرف اصلی

چهار حرفی که همیشه می‌زنم

هر چیزی که می‌نویسم یا در جلسه می‌گویم، دست‌کم به یکی از این چهار برمی‌گردد.

  1. جایگاه

    پروژه نه در دفتر فنی برنده می‌شود و نه در کارگاه — در فاصله میان این دو برنده می‌شود؛ و کار من مدیریت همین فاصله است.

  2. ایمنی

    ایمنی هزینه پروژه نیست؛ ارزان‌ترین بیمه برنامه زمان‌بندی است.

  3. تصمیم

    تصمیم دیرهنگام گران‌تر از تصمیم اشتباه است؛ مدیریت مسیر بحرانی یعنی تصمیم گرفتن پیش از آنکه گزینه‌ها تمام شوند.

  4. هوش مصنوعی

    هوش مصنوعی جای مدیر پروژه را نمی‌گیرد؛ مدیر پروژه‌ای که از آن استفاده می‌کند، ریسک را زودتر می‌بیند.

قاعده طلایی

اگر جمله‌ای را نمی‌توانی هم در جلسه با کارفرما و هم در جمع تیم اجرایی به یک شکل بگویی، آن جمله را ننویس.

لحن

چطور حرف می‌زنم

در نامه، در جلسه و روی همین سایت، این چهار را رعایت می‌کنم.

دقیق و مبتنی بر داده

هر ادعایی را با عدد، درصد پیشرفت یا استاندارد پشتیبانی می‌کنم.

آرام و قابل اتکا

در بحران هم صدایم بالا نمی‌رود: اول واقعیت، بعد گزینه‌ها، بعد پیشنهاد.

شفاف و بدون تزئین

اگر مخاطب فنی نیست، اصطلاحی مثل FEED، MDP یا IFC را همان‌جا ساده توضیح می‌دهم.

راهنما، نه رئیس

کنار تیم می‌ایستم، نه بالای سرش: موفقیت مال تیم، مسئولیت خطا با من.

امسال دنبال چه هستم

هدف امسال

امسال می‌خواهم کنار کارفرمایان و پیمانکاران باشم تا هوش مصنوعی را درست در مدیریت طرح به کار بگیرند و اهداف استراتژیک سازمان را به طرح و پروژه برسانند؛ در جلسه‌های ساعتی، همراهی ماهانه و بازبینی‌های پروژه‌ای.

اگر این طرز کار به مسئله امروز پروژه شما می‌خورد

یک جلسه تشخیصی بگذاریم؛ زودتر از هر راه دیگری معلوم می‌شود.

رزرو جلسه تشخیصی پروژه